abblocken
مسدود کردن، متوقف کردن، جلوگیری کردن
die Abfassung (die Abfassungen)
نگارش، تألیف، نوشتن
abgelten
پرداخت کردن، جبران کردن، تسویه کردن (بدهی)
abschrecken
بازداشتن، ترساندن
absehen
خودداری کردن از، نادیده گرفتن، چشمپوشی کردن؛ پیشبینی کردن
akribisch
دقیق، موشکافانه، با وسواس
an den Lippen hängen
با دقت گوش دادن، سراپا گوش بودن، به حرف کسی دل سپردن
die Aneignung (die Aneignungen)
کسب، فراگیری، تصاحب؛ (بودجه) تخصیص، اعتبار
die Anhängerschaft (die Anhängerschaften)
پیروان، طرفداران، حامیان
anreichern
غنی کردن، تقویت کردن
ansetzen
اضافه کردن، تعیین کردن، تخمین زدن
der Antritt (Antritte)
شروع، آغاز؛ شروع به کار، تصدی؛ گام اول
der Artgenosse (Artgenossen)
همنوع، همگونه
aufputschen
to pep up, to stimulate, to excite, to work up
ausbeuten
استثمار کردن، بهرهبرداری کردن، سوءاستفاده کردن
نمایش 1 تا 15 از 255 کلمه.